مدیران خودروعصر اعتبار

زنجیره توسعه باید احیا شود؛

احیای صنعت ساخت و ساز در گرو ریل گذاری مجدد اقتصاد ملی

عصر ساختمان- صنعت ساختمان و ساخت و ساز از صنایع اصلی و اثر گذار در اقتصاد ملی است که در برهه هایی ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تولید کرده است اما امروز با مشکلات و عدیده ای روبه رو است.

احیای صنعت ساخت و ساز در گرو ریل گذاری مجدد اقتصاد ملی
نسخه قابل چاپ
سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۴:۲۳:۰۰

    به گزارش پایگاه خبری «عصر ساختمان»،  برای بررسی وضعیت این صنعت و یافتن راه حل های موثر به سراغ مدیرعامل و عضو هئیت مدیره شرکت مهندسین معماری و شهر سازی آمود رفتیم تا از نظرات و پیشنهادات آنها استفاده کنیم. مهندس سعیدسادات نیا مدیرعامل و مهندس فرزاد رستمی فر عضو هیئت مدیره میهمان ما در این میزگرد هستند.

    سعید سادات نیا مدیرعامل شرکت مهندسین معماری و شهر سازی آمود
    برای بررسی مشکلات صنعت ساخت و ساز کشور باید به بررسی سه عامل بپردازیم متولی صنعت، مصرف کنندگان صنعت و نظام پاسخگویی سه عاملی هستند که بر صنعت ساختمان تاثیر می گذارند و آسیب ها و راه حل های مشکلات به این سه عامل بر می گردد.
    بخش حاکمیتی شامل بخش دولتی و عمومی می شود و بخش خصوصی هم در این میان وجود دارد که وظایف بسیار جدی و سنگینی دارد. اما گپ بزرگی بین این دو بخش و بخش مصرف کننده وجود دارد آن هم نظام تصمیم گیر و اندیشه ساز توسعه است. در همه دنیا این بخش وجود دارد و در ایران هم پیش از انقلاب وجود داشت اما پس از انقلاب به دلیل استفاده از نیروهای بدون تجربه و عدم استفاده از تجربه شرکت ها و افراد قدیمی تر و وجود بحران های مختلف مثل جنگ و تحریم و... این معقوله مغفول ماند و باعث ایجاد ناهماهنگی در تصیم سازی های جاری کشور شد. به عنوان مثال بخش مشاوران و پیمانکاران به طور کلی نابود شد و از نو شکل گرفت. در این مقطع دانش عظیم، خلاقیت و تجربه عظیمی که 30 سال ذره ذره با انجام پروژه های عظیمی مانند دهکده المپیک، برج آزادی و... جمع شده بود، نابود شد و از دسترس نیروهای جوان دور ماند. هرچند برخی از شرکت های آن زمان از طریق برخی از مراودات پشت پرده اقدام به اجرای پروژه ها می کردند، اما باز هم می شد از تجربه آنها کمال بهره را برد چرا که اکثر این شرکت ها با شرکت های بین المللی شریک تجاری بودند و از دانش فنی روز دنیا بهره داشتند.
    تشکیل مجدد این شرکت ها و به وجود آمدن دوباره تشکل های آنها بسیار زمان برد اما بالاخره پس از 20 سال تلاش به بار نشست و وظایف غیر حاکمیتی از طریق سازمان برنامه و بودجه به انجمن ها و تشکل ها واگذار شد.

    مدیران بخش های دولتی در صنعت ساختمان متاسفانه جز اقتدار خود و اقتدار مدیریتی خود به چیز دیگری فکر نمی کردند و این خودخواهی باعث می شد اهمیت وجود شرکت های مهندسین مشاور و مهندسین پیمانکار درک نکنند. گاهی مدیران فکر می کردند اصلا نیازی به خدمات مهندسین مشاور وجود ندارد و دیده شده گاها با نقشه اولیه که برای طرح کلی یک شهرک کشیده شده، اقدام به خاکبرداری و شروع احداث آن کردند که مشکلات عدیده ای را به وجود آورده و باعث از بین رفتن سرمایه هنگفتی شده است. این نگاه باعث ایجاد اشکال در روند انجام کار، پیچیده شدن بروکراسی و به تبع آن از رمق افتان شرکت ها و انجمن ها شده است. بیشترین ضربه را صنعت ساخت و ساز از مدیران کوتاه نگر و خود خواه و البته خود مهندسان مشاور و پیمانکاران خورده است.
    صنعتی که در برهه های زمانی توانسته تا 30 درصد تولید ناخالص داخلی را تامین کند و حتی خدمات فنی مهندسی به خارج از کشور صادر کند با مدیریت غلط بالادستی نابود شد و امروز تنها سایه ای از روز های خوب در خاطر فعالان این حوزه باقی مانده است.
    طرح های آمایش سرزمینی و مطالعات زیست محیطی محور توسعه در همه جای دنیا است و تمام اقدامات توسعه ای بر پایه مطالعات آنها برنامه ریزی می شود، اما در ایران این طرح ها به فراموشی سپرده شده است. یعنی ما زنجیره توسعه را منقطع کردیم و پروژه های توسعه ای را بدون مطالعات لازم به صورت غیر اصولی به انجام می رسانیم که باعث تخریب محیط زیست و هزینه های هنگفت و غیر قابل جبران برای کشور شده است.
    نتیجه این بحث این است که برای برطرف شدن مشکلات صنعت احداث باید زنجیره توسعه را احیا کنیم و با ایجاد سازکار عقلانی مطالعه و امکانسنجی از اقامات شتابزده و بی برنامه جلوگیری کنیم تا رفته رفته بتوانیم جایگاه و بستر مناسبی برای پیشرفت این صنعت و به تبع آن پیشرفت کشور ایجاد کنیم.

     

    فرزاد رستمی فر عضو هیئت مدیره شرکت مهندسین معماری و شهر سازی آمود
    امروزه با انقلاب تکنولوژی و اطلاعات نوع تولید و مدیریت سرمایه به طور باورنکردنی تغییر پیدا کرده است. به طور مثال اگر در بحران های بزرگ گذشته می توانستیم با میانبرهایی نظیر تحریک و یا شدت دادن فرآیند ساخت و ساز، نسخه هایی موقت یا مُسَکِن برای درمان تا مرحله بعد تنظیم کنیم، در حال حاضر با شرایط کاملا متفاوتی رو به رو هستیم.
    من فکر می کنم امروز بیش از هر زمان دیگری با این سوال در مقیاس کل سیاره روبه رو هستیم که آیا بشر سر سلامت از قرن 21 به در خواهد برد یا خیر. تنها 3 دهه از قرن 21 می گذرد و شاید جواب این سوال را خیلی از خوانندگان این گزارش به چشم نبینند اما ما مسئول اتفاقات امروز و آینده توامأ خواهیم بود پس باید امروز بهترین تصمیمات را اتخاذ کنیم.
    یک زمانی باور عمومی این بود که اگر مقدار زیادی سرمایه را تبدیل به مقدار زیادی کالا کنند برای مشتریانی که نمی شناسند، این تبدیل خود مولد سرمایه بیشتر شده و این امر موجب چرخش چرخ اقتصاد و نهایتأ منجر به توسعه اقتصادی خواهد بود. به طور خلاصه این باور وجود داشت که دنیا کیک بزرگی است که هر کس می تواند به اندازه ای که توان دارد به هر روشی که دوست دارد، از آن بردارد و هرچه مقدار به دست آورده از این کیک بیشتر باشد فرد و در مقیاس بزرگتر جامعه خوشبخت تر خواهد بود. در این باور فرض بر این بود که منابع پایان ناپذیر است و توسعه اقتصادی مترادف با توسعه اجتماعی. اما امروز به این تجربه رسیدیم که منابع بالاخص منابع زیستی در دنیا محدود و پایان پذیر است و ما مجاز نیستیم نه در مرحله تفکر و نه در مرحله اقدام این منابع را نا محدود در نظر بگیریم.
    در این دوران بدون ریل گذاری درست و مجدد برای اقتصاد ملی (که نمی تواند با اقتصاد کلان و بین المللی بدون ارتباط باشد) هرگز نمی توانیم به احیای صنعت ساخت و ساز براساس یک نسخه ملی گرایانه صرف بپردازیم به خصوص با ریل گذاری های کوتاه، معوج و ناراستی که در طول سال های گذشته پشت سر هم انجام داده ایم. ما مفاهیم کیفی را با کمال بی دقتی و سهل انگاری جایگزین مفاهیم کمی و ضروری و حیاتی کرده ایم. به عنوان مثال در سال های گذشته مدیری که میخواست خود را موفق معرفی کند توضیح می داد که چند کیلومتر راه ساخته است. شهردار موفق میزان پروانه های صادر شده را بر می شمرد؛ اما این پروانه ها و برای چه منظوری با چه منابعی، برای چه کاری صادر شده اند و منابع حاصل از آنها صرف کدام توسعه شده است هرگز سنجیده نشد و کسی هم فرصت بررسی آن را نداشت و مدیر به اصطلاح موفق در پایان مدت مدیریتش هم هیچ توضیحی در این رابطه نداشت.
    در حال حاضر و با گرم شدن زمین چه بخواهیم و چه نخواهیم بر کیفیت زندگی کسی که در حاشیه شهر و در مسکن خود ساخته و در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی می کند تاثیر می گذاریم. هرچند پروژه ی آن فرد حداکثر وعده غذایی آینده فرزندانش است و هیچ حسی از این اتفاق مهم و تاثیر گذار بر دنیا در سر ندارد ولی گرمایش زمین و درگیر شدن اقتصاد بر زندگی وی خواهی نخواهی تأثیرگذار خواهد بود و ما در  این دوران به طرز باور نکردنی در مقیاس جهانی به هم مربوط شده ایم.
    پس اگر دوباره به شیوه چند ده سال گذشته بخواهیم استفاده بی رویه از منابع را به عنوان پیشران توسعه در محیط دست ساخت بشر هدر بدهیم و بدون بازگشت، هزینه کنیم، این بار نه تنها محصول، توسعه نخواهد بود بلکه به طرز باور نکردنی مثل کسانی که از روی پل در حال ریزش عبور می کنند ممکن است به آن طرف پل نرسیده و در دره نابودی سقوط کنیم. امروز بیش هر چیز به باز مهندسی و مهندسی مجدد و بازیافت منابع احتیاج داریم. ما بیش از تعجیل در حوزه اقدام و اقدامات عوام فریبانه به اندیشه سازی و اندیشه پروری بر اساس ارزش های زیست محیطی، اطلاعات و ارزش های مالکانه در حوزه حقوق عمومی نیاز داریم.

    ما اگر این بار هم مانند دفعات قبل بخواهیم توسعه صنعت ساختمان را ترجمه به ساخت و ساز های ساختمان های مسکونی در موقعیت باغ های قدیمی شهر ها، در دره ها یا حرایم ممنوعه کنیم و آپارتمانهایی بسازیم که امروز تا 110 میلیون تومان در متر مربع فروش می روند، نه تنها شاهد توسعه نخواهیم بود بلکه تنها فرصت های باقی مانده برای توسعه را هم از بین خواهیم برد.
    به نظر بنده تمام کسانی که بخشی از این جریان بودند و تاکنون در صنعت احداث حاضر بوده اند بهترین گزینه ها هستند برای باز مهندسی، مشروط به ریل گذاری صحیح در مسیر توسعه اقتصاد ملی از سوی مدیران دولتی. اگر ما فکر کنیم نفت، کانی ها، معادن و فلزات گران بهایی داریم و با فروش آنها منابعی بی پایان به دست می آوریم و به تعدادی افراد که گمان می کنیم امانت دار هستند تفویض اختیار کنیم تا بین مردم توزیع کنند، در این شرایط حتی درصورت وجود بالاترین حد درستکاری مانند کسانی عمل کرده ایم که با حسن نیت جهنم را سنگ فرش کرده اند. ما امروز نفت را می فروشیم و هزینه جاری سازمان ها و ارگان هایی را می دهیم که کوچکترین پاسخ گویی را در مسائل اجرایی ندارند و اگر امروز نیم نگاهی به بخش خصوصی دارند به خاطر مسولیت عمومی است که بر گردن آنها نهاده شده است. افرادی که خود را ورای علم و قانون مالک مطلق میدانند و برای تخصص و تجربه شرکت های مهندسی و مهندسان با تجربه این شرکت ها و تشکل های مرتبط ارزشی قائل نیستند. بنابراین فرمول معروف فرض وجود سرمایه بی نهایت امروز دیگر نمی تواند پاسخ گو توسعه اجتماعی  باشد. امروزه توسعه شهری و توان مدیریتی به سه پارامتر موضوعات بیولوژیکی، توان محاسبات کامپیوتری و اطلاعات، کاملا متکی است و تضارب اینها بحث توسعه را تعریف می کند. به طور مشخص ما در کشور به طور واقعی دیگر ظرفیتی برای پیش فروش آنچه که نداریم را نداریم. ما نمی توانیم با ظاهر سازی و ایجاد جعبه های خالی به نام زندگی، زندگی را باز تولید کنیم.
    امروز تمام کسانی که در چرخه سفارش، تهیه طرح، برنامه، سیاست گذاری و اجرا دخیل هستند باید تحت مدیریت یک مجموعه مردم گرایانه و واقعی که صنوف می توانند نماینده واقعی آنها باشند به باز مهندسی مجدد بر اساس باز تعریف مفاهیم اساسی بپردازند که نپرداختن به آنها نتایج مشخصی در چارچوب توسعه ناوزون و حتی توسعه نیافتگی را در بر خواهد داشت.
    مدیریت جدید شهری نمی تواند بر اساس صدور پروانه، تراکم فروشی و شهر فروشی روی حریم های ممنوعه به تأمین منابع بپردازد. دیگر نمی توانیم با واگذار کردن آسمان شهر انسان های سعادتمندی باشیم. ما با احیا، بازتولید، توانمند سازی و بازآفرینی بافت های تاریخی و توسعه کیفی بر مبنای تعاریف سبز و محیط زیستی و دستیابی به اطلاعات قطعی و موثر می توانیم شیوه تولید را تنظیم کنیم.
    بطور خلاصه شهر تنها زمانی می تواند دارای شمایل و کارکرد مناسبی باشد که پیش از آن در ذهن مردم و ساکنان  آن شکل گرفته باشد و ساکنینش آرزومند آن باشند و در این راستا شناخت دقیق منابع و سیر هزینه کرد آن نقشی بسیار حیاتی در این اندک فرصت نداشته خواهد داشت.

    برچسب ها
    پورسعیدخلیلی